مرحوم کربلایی کاظم ساروقی در شهرستان ساروق اراک متولد شد و شخصی مقید به رعایت اصول اخلاقی و اسلامی بود. او با این وجود که بیسواد بود و کشاورزی میکرد در اثر یک معجزه حافظ کل قرآن شد.
کربلایی کاظم ساروقی اراکی در حدود سال 1300ه. ق متولد شد و در روستای ساروق اراک زندگی میکرد. او بیسواد بود و کشاورزی میکرد. روزی که پای منبر واعظِ روستای خود «ساروق» نشسته بود میشنود که «هر کس زکات مال خود را ندهد، نمازش درست نیست و مالش غصبی است. اگر ملکی و خانهای از درآمد مالش بخرد، غصبی خواهد بود و در قیامت، خدا او را مؤاخذه خواهد کرد». کربلایی کاظم پس از شنیدن این مطلب به گونهای جدی به مسئله پاکسازی اموال از طریق زکات اهتمام میکند.
چنانکه کربلایی کاظم زکات محصول گندمش را به فقرا میداد و حتی اگر میدانست صاحب زمینی اهل پرداخت زکات و حق فقرا نیست مسئله پرداخت زکات را به وی یادآوری میکرد و اگر زیربار نمیرفت بههیچوجه برای او کار نمیکرد. همچنین او در موقعی که خرمن را میکوبید و گندم را از کاه جدا میکرد، سهم مالک را میپرداخت و همان جا زکات سهم خود را جدا میکرد و به مستحقی که بهطور کامل از وضع زندگی و معاش او مطلع بود، میداد. افزون بر این، پس از جدا کردن خرج سالانه خود و بذری که برای کاشت سال بعد کنار میگذاشت، مابقی را بین فقرا تقسیم میکرد.
او در امامزادگان 72 تن ساروق یکباره حافظ قرآن میشود. طی این امر در سفرهایی که کربلایی کاظم به شهرهای مختلف داشته است با علمای مختلفی برخورد میکند و امتحانات متعددی از او گرفته میشود و همین امر تأییدات افراد مختلفی چون سیدحسین طباطبایی بروجردی، سیداحمد خوانساری، سیدصدرالدین صدر، سیدمحمدهادی میلانی، سیدعبدالحسین دستغیب، علامه طباطبایی، آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی، حائری شیرازی، خزعلی و دیگران را به همراه داشته است.
از جمله ویژگیهایی که ادعا شده که در آزمایشهای مختلف از وی مشاهده شده شامل بازگویی شماره و مکان قرآن با خواندن آیه، تلاوت قرآن بهصورت وارونه، تشخیص عبارات قرآن در میان کتابهای عربی و فارسی با دستخطهای یکنواخت، بازکردن قرآن و نشان دادن مکان آیه تقریباً بدون ورق زدن با هر چاپ قرآنی، جستوجوی عبارتها و کلمات در قرآن و تعداد و مکان تکرار هر کدام، بیان کردن تعداد حروف سورهها و اطلاعاتی در مورد تکرار حرفها است.
کربلایی کاظم ساروقی در محرم سال 1378ه.ق(1339 ه.ش) در 78 سالگی برای زیارت حضرت معصومه(س) و دیدار با برخی از دوستان به قم آمد. در حالیکه از نجف اشرف کفن خود را گرفته بود و همیشه با مختصری پولی به همراه داشت، که هر وقت، هر کجا در ایران دارفانی را وداع گفت، آنها را به همراه داشته باشد. پول و وصیتنامهاش را در کفنش گذاشته بود و وصیت کرده بود که هر کجا مرگش فرارسید، او را به استان قم ببرند و به خاک بسپارند.
ایشان 20 روز قبل از فوتش در ساروق درباره مسئله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت کرد. وی گفت من همین روزها فوت خواهم کرد. وقتی مُردم جنازهام را به قم منتقل کنید و در آنجا به خاک بسپارید. بعد کمی درنگ کرد و گفت خب اگر من اینجا بمیرم شما برای انتقال جنازهام به قم دچار مشکل میشوید، من میروم قم. پس فردای آن روز به قم رفت و 20 روز بعد در آنجا فوت کرد و در قبرستان نو به خاک سپرده شد.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نماز دانشجو در دوران اقامت در محل تحصیل
درک دلی از موضوعی فرابشری
شب برات چه شبی است
هدایت قرآنی، منبع قدرت ایرانی
ولادتهای بزرگ در دهه اول شعبان
27 رجب؛ مصادف با مبعث رسول اکرم(ص)
13 رجب چه روزی است؟
حقیقت و مفهوم اعتکاف
فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص قیام تاریخی 19 دی مر
حمایت رهبر انقلاب؛ پیش برنده بحث الگوی سوم
[عناوین آرشیوشده]